مسیر . . .

همیشه تلاش می کنیم که چیزی رو بدست بیاریم، یه شغل، یه نمره، پول و یا یه نفر. همیشه تلاش می کنیم که به اهدافمون برسیم، بعضی وقت ها تند حرکت می کنیم، بعضی وقت ها آروم ولی در نهایت چیزی که تا‌ آخر عمر باهامون می مونه، مسیری که طی کردیم واسه رسیدن.

own cloud – جایگزین امن google drive

اول یه پی نوشت:
متن اولیه که نوشتم خیلی طولانی بود، دیدم دلیلی وجود نداره اینهمه الکی باشه، مستقیم اصل قضیه رو نوشتم.

وقتی اطلاعات کاربر در SkyDrive و DropBox و Google Drive به هیچ وجه امن نیست و کاربر هم نیاز به یک سیستم cloud داره به نظرم بهترین راه حل self host کردن یک سیستم ابری مشابه هست.

چند هفته پیش یک روز از زمانم رو بصورت کامل برای تست کردن برنامه هایی که برای این کار نوشتند گذاشتم و چیزی که نظرم رو جذب کرد ownCloud بود.

با php نوشته شده، برای همین هاست کردنش خیلی سادست، برای sync کردن کلاینت ویندوز، لینوکس و مک داره و همینطور کلاینت Android

امکان رمزنگاری و … روی فایل هارو میده و یکسری application تحت وب آماده هم داره، مثلا Word آنلاین ، تقویم ، Contact ها و …

ownCloud

بصورت خلاصه یک Google Drive شخصی و البته طبیعی هست که به اون اندازه کار کردن باهاش راحت نباشه، ولی اگر شما هم برای حریم خصوصی خودتون احترام قائلید، احتمالا توجه شما رو هم جلب می کنه

 

پیاز داغ!

piad-daghتا حالا پیاز داغ درست کردید؟ من تا حالا این کارو نکردم. ولی خیلی وقت ها فرآیند تولیدش رو دیدم. شما هم حتما دیدید.
یک کار زمان بر و گریه آور برای تولید یک ذره پیاز داغ.

چند وقت پیش به توصیه یک پزشک کتاب آخرین سخنرانی رو خریدم. ( پیشنهاد من خوندن این کتاب قبل از کتاب سه شنبه ها با موری هست.)

در یکی از قسمت های کتاب رندی پاش می نویسه یک روز همسرم برای خرید میوه و سبزی من رو به سوپر مارکت فرستاد، برای صرفه جویی در وقت از کارت اعتباریم استفاده کردم ولی کار نکرد، برای دفعه دوم این کارو انجام دادم و دستگاه دو بار از حساب من وجه کسر کرد. من می تونستم ۱۵ دقیقه از زمانم رو برای پر کردن فرم و حذف خرید اشتباه از کارت اعتباریم صرف کنم، ولی دیدم ۱۵ دقیقه از زمان من ارزش بیشتری از چند دلار برام داره!

تا حالا فکر کردید که برای به دست آوردن یک سود کم بصورت مستقیم، ضرر غیر مستقیمی رو متحمل میشید؟ مثلا زمانی که هیچ لذتی ازش نمی برید، فقط برای اینکه هزینه کمتری رو صرف کنید. مثلا موقعی که با جدیت دارید برای چند هزار تومن با یک فروشنده چونه می زنید. دقیقا در همین زمان می تونید پول دربیارید، به دانش خودتون اضافه کنید و در حقیقت نوعی سرمایه گذاری داشته باشید یا کاری رو انجام بدید که واقعا ازش لذت می برید ( مثل در کنار خانواده یا دوستان بودن )

این قضیه مثل درست کردن پیاز داغ می مونه، شما می تونید یک ساعت از زمانتون رو برای درست کردن پیاز داغ صرف کنید، یا اون رو بخرید. در صورتی که با دقت حساب کنید میبینید که با خریدش در حقیقت شما سود کردید و البته فروشنده.

در زندگی ما ایرانی ها چندتا باگ فرهنگی و سنتی بزرگ وجود داره، مهم نیست یک خانواده ۲ نفر باشند یا ۲۰ نفر، مهم اینکه زمان مفید کاری یکنفر میشه درست کردن پیاز داغ برای بقیه.

دنیا داره به سمتی میره که هر چیزی تخصصی میشه، یک روزی میاد که درست کردن پیاز داغ میشه تخصص، لازم نیست همه اون کارو بلند باشند، همه می تونند اون رو تهیه کنند با هزینه ولی در نهایت با بهره وری اقتصادی بالاتر.

پس به نظرم بهتره چرخ رو دوباره اختراع نکنیم.

وقت شما محدود است، بنابرین آن را با زندگی کردن برای دیگران هدر ندهید. به دام تعصب نیفتید که نتیجه ی آن زندگی با افکار مردم است.نگذارید که همهمه ی عقاید دیگران، ندای درون شما را تحت الشعاع قرار دهد. ( استیو جابز )

بهتر ایمیل بفرستیم

برای من خیلی عذاب آوره وقتی که یک ساعت از زمانم رو برای نوشتن یک ایمیل اختصاص می دم، ولی طرف مقابل اصلا جواب نمی ده به ایمیلم. در تجربه ای که من داشتم افراد مهم معمولا به دلیل کم بودن فرصتشون جواب ایمیل رو ارسال می کنند، ولی با تاخیر نسبت به چیزی که انتظار داری و البته خیلی مختصر.

از نظر من کار درست اینکه جواب ایمیلی که مستقیم میاد رو داد، حتی کوتاه و در حد یک تشکر. البته در صورتی که ایمیل چرت و پرت نباشه، چون خود من ترم اول دانشگاه که بودم به بعضی از استادهای کامپیوتر دانشگاه های درست و حسابی دنیا ایمیل زدم ، ولی هیچ کدوم جواب ندادند، البته الان که نگاه می کنم می بینم چقدر چرت و پرت فرستادم و مسلما من هم بودم جواب چنین چرتی رو نمی دادم ( البته با توجه به موقعیت کاری و اجتماعی اون ها)

من معمولا نصفه شب ها ایمیل های مهمم رو می نوشتم و می فرستادم، نصفه شب علاوه بر اینکه زمان خیلی خوبی برای توسعه برنامه هست، زمان خیلی خوبی هم برای ارسال ایمیله، چون تمرکز آدم خیلی بیشتر از هر موقع دیگه ایه.
ولی یک اشکال اساسی وجود داشت، معمولا افراد قبل از ظهر ایمیل هاشون رو چک می کردند، یعنی با اختلاف حدود ۱۰-۱۲ ساعت از ایمیل من، برای افراد عادی خیلی مهم نیست، ولی افرادی که پر مشغله تر بودند ایمیل من می رفت اون آخر صف خوندن ایمیل.


Send Later

راه حلش این بود که Draft کنم و فردا صبح بفرستم که یا معمولا اون موقع من خوابم، یا سر کار ، شایدم دانشگاه و سر کلاس.

راه حلی که بهش رسیدم schedule کردن ارسال ایمیلم بود، الان ایمیل های مهمم رو شب ها می نویسم ولی schedule می کنم که صبح ها ساعت ۹ ارسال بشه.

شما هم می تونید با RightInbox اینکارو انجام بدید، البته نسخه رایگانش فقط ماهی ۱۰ تا ایمیل رو پشتیبانی می کنه که خوب باید با دقت مصرف کنیم:)