بورس بازی – بخش دوم

خیلی وقت بود که دوست داشتم بخش دوم رو بنویسم، ولی اصلا فرصتش نمی شد چون درگیر دانشگاه، محل کار و یه پروژه بودم و به همه اینها باید رفت و آمد تهران-کرج رو هم اضافه کرد که واقعا عذاب آوره!

تحلیل ها:

دو نوع تحلیل در بورس وجود داره، تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال. تحلیل بنیادی بر اساس منطق کار می کنه و تحلیل تکنیکال یه جورایی بر اساس آمار و ریاضیات.

در کل تحلیل هایی که بر اساس رابطه علت و معلول استوار هستند رو بنیادی می گند،مثلا با توجه به افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ها، پس باید سهام اونها افت داشته باشه و از این دست تحلیل ها. در صورتی که کسی اطلاعات کاملی از مدل اقتصادی و … و همینطور اطلاعات بروزی از اوضاع فعلی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته باشه می تونه خیلی خوب این نوع تحلیل رو انجام بده.

تحلیل تکنیکال بیشتر بر اساس ریاضیات، نمودارها و تجربیات قبلی بورسی ها هست، مثلا نوعی نمودار به اسم نمودار شمعی هست که مثل اینکه اختراع قدیمی یک ژاپنی هست برای اینکه بفهمه قیمت برج چطور میشه.

نمودار شمع - تحلیل تکنیکال

مثلا جایی که چکش وارونه تشکیل بشه انتظار تغییر جهت قیمت میره.

خوب مسلما هر دو نوع تحلیل خیلی کاملتر از این چیزی هست که من گفتم و من هم خیلی کمتر از چیزی که یک حرفه ای اقتصادی بلده، بلدم.

سایت های ارائه دهنده تحلیل و …

سایت های زیادی هستند که تحلیل ارائه می کنند و می گند فلان چیز رو بخرید و نخرید و ….
من این اشتباه رو انجام دادم و دو بار از تحلیل یکیشون استفاده کردم که هم تحلیل تکنیکال ارائه می کرد و هم تحلیل بنیادی برای سبد سهام. معمولا تحلیل ها و … این گروه از دوستان درست از آب در نمیاد، چون اگر مطمئن بود با اون میزانی که میگه سوددهی داره سبد سهام، مطمئن باشید فرش زیر پاش رو هم می فروخت و سهام می خرید و هیچ وقت هم به من و شما تحلیل ارائه نمی کرد. البته خوندن تحلیلشون خوبه و شاید آدم رو حرفه ای تر کنه.

نفتی ها:

در کل چیزی که من در بورس توجه من رو خیلی جلب کرد، سهام نفتی ها بود. نفت چیزیه که اقتصاد یک کشور روش بنا شده، پس می شه گفت یک سهام کم خطره چون حمایت دولت رو هم داره.به نظر من اگر یک سهام رو می خواهید برای بلند مدت نگه دارید حتما روی نفتی ها فکر کنید، چون بنیه خوبی دارند.

دیگر مطالب:

نزدیک ونک ، خیابانی که به سمت دانشکده مکانیک خواجه نصیر میره ( اسم خیابان رو بلد نیستم ) یک فروشگاه کتاب هست که فقط کتاب های اقتصادی و … می فروشه، من فرصت نشده برم، ولی حتما قبل از عید یک سری می زنم و ازش چندتا کتاب خود برای تحلیل های بورس می خرم.

فکر می کنم مطالب سایت تالار مجازی بورس ایران خیلی خوب و مفید باشه، هم مطالبش و هم سطل شن سایت که به شما ۱۰ میلیون تومان اعتبار مجازی میده و شما با توجه به خرید و فروش های اون روز شروع به بازی می کنید و در آخر می بینید که سود کردید یا نه!همینطور در مورد فلسفه بورس و … هم انیمشین های خیلی خوبی داره.

 

هیتلر ۲۰۱۴

من در آدم ها دو نوع تیپ شخصیتی متفاوت دیدم، یکسری انسان هایی که مثل کامپیوتر فکر می کنند و یکسری از کسایی که هنوز دارند ثابت می کنند که تا رسیدن کامپیوترها به انسان ها فاصله خیلی خیلی خیلی زیاده، شاید غیر ممکن.

دسته اول کسایی هستند که یکسری روتین رو خیلی خوب انجام می دهند، مثل کارمندی که صبح به صبح پشت صندوق بانک می شینه یا راننده تاکسی که هر روز صبح با ماشینش مسافرها رو جابجا می کنه، یا حتی برنامه نویسی که بدون هیچ نوآوری چیزی رو درست می کنه (این یکی مثل code generator عمل می کنه، بهش schema رو بده، واست model و … رو می سازه و اونهم به بهترین شکل ممکن)

adolf_hitler1

دسته دوم کسایی هستند که دوست دارند از خودشون خلاقیت نشون بدهند، دنبال ساختن آینده اند نه استفاده از اون، این آدم ها اگر بتونند در جایی خلاقیتشون رو نشون بدهند اینکارو می کنند و اگر هم نتونند خسته می شند و در نهایت دنبال یه استارت آپ می رند، حالا موفق و یا ناموفق! مهم اینکه ریسک می کنند و خیلی قابل پیش بینی نیستند.

به نظر می رسه مشاغل گروه اول همینطور در حال کم شدنه، مثلا قدیم تر ها همه چیز وابسته به کارگرها بود، ولی الان بیشتر صنایع تا جای ممکن از روبات ها استفاده می کنند ، چون روبات ها و کامپیوتر در انجام روتین ها از آدم ها فوق العاده بهترند.
حالا این دسته اگر نتونند خودشون رو به دسته دوم تبدیل کنند،کم کم باید منتظر دومین هیتلر زمان باشند که داره ظهور می کنه! هیتلر عصر نوین که رسالتش بازهم اصلاح نژادیه و حذف دسته اول وقتی چیزی بهتر کارشون رو بهتر انجام میده!

پ.ن:

فرض کنید راننده تاکسی وجود نداره، یکسری ربات هستند که اینکارو انجام می دهند، هیچ فروشنده ای وجود نداره ، هیچ رفتگری و …. به نظر می رسه این اتفاق داره میفته، یعنی فقط کسایی در دسته دوم می مونند که هنوز همون دسته نتونستند معادلش رو بسازند!

مسیر . . .

همیشه تلاش می کنیم که چیزی رو بدست بیاریم، یه شغل، یه نمره، پول و یا یه نفر. همیشه تلاش می کنیم که به اهدافمون برسیم، بعضی وقت ها تند حرکت می کنیم، بعضی وقت ها آروم ولی در نهایت چیزی که تا‌ آخر عمر باهامون می مونه، مسیری که طی کردیم واسه رسیدن.

own cloud – جایگزین امن google drive

اول یه پی نوشت:
متن اولیه که نوشتم خیلی طولانی بود، دیدم دلیلی وجود نداره اینهمه الکی باشه، مستقیم اصل قضیه رو نوشتم.

وقتی اطلاعات کاربر در SkyDrive و DropBox و Google Drive به هیچ وجه امن نیست و کاربر هم نیاز به یک سیستم cloud داره به نظرم بهترین راه حل self host کردن یک سیستم ابری مشابه هست.

چند هفته پیش یک روز از زمانم رو بصورت کامل برای تست کردن برنامه هایی که برای این کار نوشتند گذاشتم و چیزی که نظرم رو جذب کرد ownCloud بود.

با php نوشته شده، برای همین هاست کردنش خیلی سادست، برای sync کردن کلاینت ویندوز، لینوکس و مک داره و همینطور کلاینت Android

امکان رمزنگاری و … روی فایل هارو میده و یکسری application تحت وب آماده هم داره، مثلا Word آنلاین ، تقویم ، Contact ها و …

ownCloud

بصورت خلاصه یک Google Drive شخصی و البته طبیعی هست که به اون اندازه کار کردن باهاش راحت نباشه، ولی اگر شما هم برای حریم خصوصی خودتون احترام قائلید، احتمالا توجه شما رو هم جلب می کنه

 

پیاز داغ!

piad-daghتا حالا پیاز داغ درست کردید؟ من تا حالا این کارو نکردم. ولی خیلی وقت ها فرآیند تولیدش رو دیدم. شما هم حتما دیدید.
یک کار زمان بر و گریه آور برای تولید یک ذره پیاز داغ.

چند وقت پیش به توصیه یک پزشک کتاب آخرین سخنرانی رو خریدم. ( پیشنهاد من خوندن این کتاب قبل از کتاب سه شنبه ها با موری هست.)

در یکی از قسمت های کتاب رندی پاش می نویسه یک روز همسرم برای خرید میوه و سبزی من رو به سوپر مارکت فرستاد، برای صرفه جویی در وقت از کارت اعتباریم استفاده کردم ولی کار نکرد، برای دفعه دوم این کارو انجام دادم و دستگاه دو بار از حساب من وجه کسر کرد. من می تونستم ۱۵ دقیقه از زمانم رو برای پر کردن فرم و حذف خرید اشتباه از کارت اعتباریم صرف کنم، ولی دیدم ۱۵ دقیقه از زمان من ارزش بیشتری از چند دلار برام داره!

تا حالا فکر کردید که برای به دست آوردن یک سود کم بصورت مستقیم، ضرر غیر مستقیمی رو متحمل میشید؟ مثلا زمانی که هیچ لذتی ازش نمی برید، فقط برای اینکه هزینه کمتری رو صرف کنید. مثلا موقعی که با جدیت دارید برای چند هزار تومن با یک فروشنده چونه می زنید. دقیقا در همین زمان می تونید پول دربیارید، به دانش خودتون اضافه کنید و در حقیقت نوعی سرمایه گذاری داشته باشید یا کاری رو انجام بدید که واقعا ازش لذت می برید ( مثل در کنار خانواده یا دوستان بودن )

این قضیه مثل درست کردن پیاز داغ می مونه، شما می تونید یک ساعت از زمانتون رو برای درست کردن پیاز داغ صرف کنید، یا اون رو بخرید. در صورتی که با دقت حساب کنید میبینید که با خریدش در حقیقت شما سود کردید و البته فروشنده.

در زندگی ما ایرانی ها چندتا باگ فرهنگی و سنتی بزرگ وجود داره، مهم نیست یک خانواده ۲ نفر باشند یا ۲۰ نفر، مهم اینکه زمان مفید کاری یکنفر میشه درست کردن پیاز داغ برای بقیه.

دنیا داره به سمتی میره که هر چیزی تخصصی میشه، یک روزی میاد که درست کردن پیاز داغ میشه تخصص، لازم نیست همه اون کارو بلند باشند، همه می تونند اون رو تهیه کنند با هزینه ولی در نهایت با بهره وری اقتصادی بالاتر.

پس به نظرم بهتره چرخ رو دوباره اختراع نکنیم.

وقت شما محدود است، بنابرین آن را با زندگی کردن برای دیگران هدر ندهید. به دام تعصب نیفتید که نتیجه ی آن زندگی با افکار مردم است.نگذارید که همهمه ی عقاید دیگران، ندای درون شما را تحت الشعاع قرار دهد. ( استیو جابز )

بهتر ایمیل بفرستیم

برای من خیلی عذاب آوره وقتی که یک ساعت از زمانم رو برای نوشتن یک ایمیل اختصاص می دم، ولی طرف مقابل اصلا جواب نمی ده به ایمیلم. در تجربه ای که من داشتم افراد مهم معمولا به دلیل کم بودن فرصتشون جواب ایمیل رو ارسال می کنند، ولی با تاخیر نسبت به چیزی که انتظار داری و البته خیلی مختصر.

از نظر من کار درست اینکه جواب ایمیلی که مستقیم میاد رو داد، حتی کوتاه و در حد یک تشکر. البته در صورتی که ایمیل چرت و پرت نباشه، چون خود من ترم اول دانشگاه که بودم به بعضی از استادهای کامپیوتر دانشگاه های درست و حسابی دنیا ایمیل زدم ، ولی هیچ کدوم جواب ندادند، البته الان که نگاه می کنم می بینم چقدر چرت و پرت فرستادم و مسلما من هم بودم جواب چنین چرتی رو نمی دادم ( البته با توجه به موقعیت کاری و اجتماعی اون ها)

من معمولا نصفه شب ها ایمیل های مهمم رو می نوشتم و می فرستادم، نصفه شب علاوه بر اینکه زمان خیلی خوبی برای توسعه برنامه هست، زمان خیلی خوبی هم برای ارسال ایمیله، چون تمرکز آدم خیلی بیشتر از هر موقع دیگه ایه.
ولی یک اشکال اساسی وجود داشت، معمولا افراد قبل از ظهر ایمیل هاشون رو چک می کردند، یعنی با اختلاف حدود ۱۰-۱۲ ساعت از ایمیل من، برای افراد عادی خیلی مهم نیست، ولی افرادی که پر مشغله تر بودند ایمیل من می رفت اون آخر صف خوندن ایمیل.


Send Later

راه حلش این بود که Draft کنم و فردا صبح بفرستم که یا معمولا اون موقع من خوابم، یا سر کار ، شایدم دانشگاه و سر کلاس.

راه حلی که بهش رسیدم schedule کردن ارسال ایمیلم بود، الان ایمیل های مهمم رو شب ها می نویسم ولی schedule می کنم که صبح ها ساعت ۹ ارسال بشه.

شما هم می تونید با RightInbox اینکارو انجام بدید، البته نسخه رایگانش فقط ماهی ۱۰ تا ایمیل رو پشتیبانی می کنه که خوب باید با دقت مصرف کنیم:)

خداحافظی با Email Tracking

چند روز پیش گوگل اعلام کرد که تصاویر ایمیل هارو از این به بعد روی سرور خودش Cache می کنه، مثل اینکه قبل از بازشدن ایمیل تصاویر اون در خود گوگل Cache میشه و با این کار می خواد کم کم به این سمت بره که دیفالت تصاویر رو نشون بده و از شما نپرسه که تصاویر این ایمیل رو Load کنم یا نه!

به نظرم این کار خیلی خوبه و به کاربر خیلی کمک می کنه، هرچند کاسبی خیلی هارو به هم میریزه.تبلیغات ایمیلی بر پایه همین تصاویر ساخته شده اند، برای اینکه بفهمند چه کسایی ایمیل رو باز کردند و البته خیلی چیزهای دیگه که میشه فهمید ولی شاید من دوست نداشته باشم فرستنده ایمیل بدونه.

Email Tracking
email tracking

فرض کنید من یک تصویر ۱*۱ پیکسل در ایمیل می گذاشتم که اصلا به چشم نمی یاد، فرضا آدرس زیر می شد src تصویر

خوب موقع Load شدن تصویر یک request به این آدرس ارسال میشه که من می تونستم ip شما، سیستم عامل،مرورگر، ساعت باز کردن ایمیل و کلی اطلاعات دیگه در مورد شما رو ازش بدست بیارم، ولی الان دیگه این شما نیستید که request رو میفرستید، این خود گوگل است که به این آدرس request می فرسته. با این کار گوگل احتمالا کسب و کارهای مبتنی بر ایمیل تا حد زیادی ضرر کنند و اونقدر قابل اعتماد نباشند.جاهایی مثل MailChimp یا کسب و کارهای داخلی مبتنی بر ایمیل، مثل باایمیل ولی حداقل می تونه خیالمون راحت باشه که دیگه کسی نباید بدونه ما کجاییم، بدونه الان حدودا در کدوم محدوده هستیم.

راحت ترین راه برای این کار به جای نوشتن برنامه و … سایت readnotify.com هست که اونهم یک تصویر ۱*۱ پیکسل به ایمیل شما اضافه می کنه.

سرمایه گذاری در بازار بورس – تجربیات من

نکته مهم: شاید متن زیر خیلی طولانی شده باشه، ولی به نظر من می تونه خیلی مفید باشه، پس اگر حال داشتید حتما بخونید.

ده روز پیش یک پست در مورد پولدار شدن تصاعدی گذاشتم، اونجا نوشتم که اگر من یک میلیون تومان داشته باشم و بتونم هرماه ۱۰٪  به سرمایه ماه قبلم اضافه کنم در مدت ۱۰ سال یک میلیون من تبدیل میشه به ۹۲ میلیارد     !      WoooooooW

خوب این ایده وقتی به ذهنم رسید که واقعا تونستم روی یک میلیون تومان در یک ماه صد هزارتومان سود کنم، پس من حساب کردم که اگر هر ماه بتونم این کارو تکرار کنم ۱۰ ساله دیگه چقدر پول دارم؟

بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم که این نوع معامله و پول درآوردن رو بذارم کنار. از نظر سرمایه گذاری در بورس با بورس بازی خیلی متفاوته، چیزی که من رو اذیت می کرد ماهیت بورس بازی بود و نه سرمایه گذاری در بورس. برای اینکه دلایلم رو توضیح بدم اول می خوام کمی در مورد خود بورس، نحوه سرمایه گذاری و … توضیح بدم.

هدف اصلی بورس  جمع کردن پول در حجم های مختلف از افراد مختلف برای یک کار تولیدی مفید و امکان تقسیم و کم کردن ریسک در سرمایه گذاری هست. به خودی خود این قضیه خیلی مفیده، پول های خورد وارد بازار تولید میشه،نقدینگی پایین میاد به طبعش شغل ایجاد میشه ، تورم میاد پایین و به طبع همه این ها کلی اتفاق مثبت دیگه می افتد و شاید اتفاق مهمش سود خوب اون در صورت سرمایه گذاری درست هست. ( هیچ بانکی یک میلیون تومن من رو در عرض یک ماه نمی تونست تبدیل به یک میلیون و صد هزار تومان کنه )
خوب اینهمه چیز خوب، پس چرا سرمایه گذاری توی بورس اینقدر کمه؟ به نظرم چون اطلاعات خوب و راحتی در موردش نیست! موقعی که می خواستم شروع به سرمایه گذاری در بورس کنم واقعا نتونستم اطلاعات خوبی پیدا کنم در مورد اینکه چطور باید شروع کرد! مشکل در شروع کار هست و خیلی هم کم از ترس از دست دادن سرمایه، همین باعث میشه که خیلی پول ها به سمت خرید سرازیر بشند یا در بهترین حالت پول ها به سمت بانک رونه می شند.(بانک ها هم که دلال های بزرگ این روزگارند)

خوب من اول توضیح می دم که چطور میشه در بورس خیلی راحت سرمایه گذاری کرد، بعد در مورد اینکه چرا سرمایه گذاری در بورس خوبه، ولی بورس بازی (دلالی بورسی) خوب نیست توضیح می دم. اگر فکر کنم این پست می تونه مفید باشه برای اینکه پول ها به سمت بازار بورس رونه بشند حتما از یکسری تجربیات خودم می گم در مورد اینکه چطور سهام پور سودتری رو انتخاب کنیم و روش سرمایه گذاری کنیم.

شروع بازار بورس:

بورس در حقیقت چیزی نیست جز یک برنامه کامپیوتری که یکسری اولویت رو برای خرید و فروش رعایت می کنه، ولی بگذارید بهتر توضیح بدم.
یک سازمانی وجود داره به بانک سازمان بورس اوراق بهادار، هر شخصی که می خواد سرمایه گذاری کنه یک کد بورس دریافت می کنه و در بانک اطلاعاتی سازمان بورس همه اطلاعات شما هست، تاریخچه معاملات، دارایی های فعلی بورسی و …
نکته ای مهمه اینکه شما نمی تونید مستقیم در خود بازار بورس خرید و فروش کنید، یک واسطه ای این وسط هست به اسم شرکت کارگزاری که ناظر هست بر معاملات شما. در کل فکر می کنم حدود ۱۴ شرکت کارگزاری وجود داره، شما با یکی از این شرکت ها قرارداد می بندید، اون شرکت مشخصات شما رو به بورس اعلام می کنه و براتون کد بورسی دریافت می کنه.موقع خرید یا فروش هم این شرکت های کارگزاری هستند که در خواست خرید یا فروش شما رو در سیستم بورس ثبت می کنند.

trades

اون تابلوهای بزرگی که می بینم و قیمت رو نشون میدند دارند مظنه خرید،فروش و قیمت آخرین معامله رو نشون می دند، بعد سرمایه گذار (شما) در خواست می دید که یک سهام رو بخرید یا بفروشید. در ایام قدیم تر شما برای خرید باید وجهتون رو به حساب کارگزار واریز می کردید، بعد شماره فیش رو اعلام می کردید و پول شما می شد اعتبارتون پیش کارگزار.بعد از اون برای خرید یا فروش یک برگه پر می کردید که به کارگزار اعلام می کردید قصد دارید چه سهامی رو با چه قیمتی و چه تعدادی بخرید یا بفروشید.
کارگزار درخواست شما رو در سامانه ثبت معاملات آنلاین بورس ثبت می کرد. البته این روش هنوز هم هست و بعضی ها اینطوری معامله می کنند.
راه دیگه خرید و فروش در بورس معاملات تلفنی هست، یعنی شما یک رمز گویا دریافت می کنید، بعد با کارگزار تماس میگیرد و با اعلام اون کد (که میشه پسورد شما) درخواست خرید یا فروش یک سهام رو می دید تا کارگزار اون رو ثبت کند.
خرید حدودا ۰.۵ درصد و فروش ۱ درصد کارمزد داره که البته بخشی کارمزد است، بخشی مالیات و ….
راه بهتر:
راه حل بهتری برای خرید و فروش نوع آنلاین اون هست ، یعنی خیلی راحت اینترنتی شما درخواستتون رو ثبت می کنید و همون لحظه ارسال میشه از طرف کارگزار به بورس و خرید یا فروش خیلی راحت تر انجام میشه.

خوب این ماهیت و چگونگی کار کردن بورس بود، برای اینکه شما کد بورسی دریافت کنید اول باید بریم سراغ یک کارگزار، قرارداد ببندید و بعد از اون هم بقیه کارها رو کارگزار انجام میده.من با کارگزاری مفید کار کردم، چون از لحاظ خدمات آنلاین خیلی خوب هست ، حتی برای اندروید هم نرم افزار موبایل تریدر داره که میتونید با گوشی خرید و فروشتون رو انجام بدید. ثبت قرارداد هم خیلی راحت هست توی کارگزاری مفید، اینترنتی ثبت نام می کنید، قرارداد رو دانلود می کنید، پرینت میگیرید ، امضا می کنید و می برید یکی از دفترهاشون، در صورتی که بخواهید بصورت آنلاین خرید و فروش کنید یک امتحان ده سوالی ازتون میگیرند که سطح سوادتون در مورد بازار بورس رو بدونند، البته اصلا مهم نیست و برای من رو که اصلا صحیح نکردند.حدود یک هفته بعد تمام اطلاعات مورد نیاز برای خرید و فروش رو بهتون ایمیل می کنند ( username و password هارو ) . حالا موقع خرید و فروشه!!!

برای خرید شما می تونید حسابتون رو شارژ کنید، مثل موقعی که یک خرید اینترنتی انجام میدید، مثل موقعی که پول رو میریزید به حساب کارگزار،بعد شماره فیش اون رو ثبت می کنید یا یک حساب در بانک ملت یا سامان باز کنید، یک جوری سطح دسترسی خاص به کارگزار(مفید) میدید، موقعی که درخواست یک خرید رو میدید پول در حساب شما میمونه، ولی بلوکه میشه، در صورتی که خرید انجام شه ، اون پول از حسابتون کسر میشه، در غیر اینصورت پول بلوکه شده آزاد میشه.

فکر می کنم برای شروع بس باشه، اگر خواستید از مفید استفاده کنید سایتش هستwww.emofid.com برای ثبت نام و …

حالا بخش دوم، چرا بورس بازی رو دوست ندارم:

سرمایه گذاری در بورس واقعا مفیده، از خرید و فروش روزانه هم میشه خوب پول درآورد و یا خوب پول از دست داد، این همون دلیلی که من دوستش ندارم، وقتی من دارم پولم رو میبرم به بازار بورس ، من دارم سرمایه گذاری می کنم، ولی وقتی دارم با اون پول مدام یکسری سهام رو می خرم و یا می فروشم عملا کاری نمی کنم جز شرط بستن روی قیمت یک سهام.این دقیقا به این معنی هست که امروز من سهامی رو خریدم، فردا با قیمت بالاتری می فروشم، مسلما کسی که دیروز این سهام رو به من فروخته ناراحته و من خوشحالم که سود کردم، برعکس این حالت هم هست، این یعنی به ازای خوشحال شدن شخصی،شخص دیگه ای ناراحت میشه، در حقیقت من از سرمایه گذاری پول در نمی یارم، بلکه درصدی به پولم از جیب شخص(اشخاص) دیگه اضافه می کنم  یا یک پولی رو به این صورت از دست می دم. نکته مهم و بد این اتفاق اینکه من هیچ کار مفیدی انجام ندادم!
وقتی قیمت دلار رفت بالا یکسری پیشمون بودند که چرا دلار نخریدند، یکسری خوشحال بودند و یکسری دیگه ناراحت که چرا دلار هارو فروختند ، در بورس بازی هم دلار جای خودش رو به بورس داده

من این نوع پول درآوردن رو دوست ندارم، هرچند هم راحت هست و هم پر سود.ولی باور کنید اونقدر پولش نچسب بود که یک اصفهانی تونسته ازش بگذره.

ببخشید که کمی طولانی شد:)

چگونه در yii دیباگ کنیم؟

داکیومنت Yii برای Debug کردن خیلی خوبه که از اینجا می تونید بخونید. من خودم برای دیباگ کردن از دوتا راه استفاده می کنم

۱- راه حل قدیمی تر من :

CFileLogRoute رو load می کنم و الان دارم بهش می گم در error ها و warning هارو لاگ بگیر، لاگ ها به فایل  protected/runtime/application.log اضافه میشه، من خودم با tailf آخرین تغییراتش رو می بینم.

برای لاگ کردن هم از

استفاده می کنم.

۲- راه حلی که الان استفاده می کنم:

اولین بار phpconsole رو توی Zend دیدم، فریم ورکی که هیچوقت دوسش نداشتم و نخواهم داشت! الان برای دیباگ کردن از phpconsole استفاده می کنم، extensionش رو از اینجا روی کروم نصب کنید ، بعد extension اونو برای Yii از اینجا دانلود کنید.

با استفاده از phpconsole میشه به جای خوندن فایل application.log لاگ هارو داخل console کروم چاپ می کنه و بصورت notification هم نشون میده کاری که دقیقا انجام میده اضافه کردن PHP-Console به Header صفحه است.

البته یکسری قابلت دیگه هم داره که می تونید از سایت http://phpconsole.com/ بخونید.