Loop احمقانه آسیاتک

متاسفانه برای خونه از آسیاتک اینترنت دارم و امشب حجم اینترنتم تموم شد ( کلا به قضیه احمقانه بودن اینترنت ایران کاری ندارم )، خلاصه اینترنت رو شارژ کردم ولی سیستمشون شارژ نکرد.برای همین زنگ زدم پشتیبانی و … و این سیستم مثلا هوشمندشون بهم گفت حجم شما تمام شده، برای همین به اپراتور پشتیبانی وصل نکرد و اگه می خواهی یاد بگیری چجوری شارژ کنی عدد ۱ رو بزن تا اپراتور فروش جواب بده. اپراتور فروش هم در کمال بی شعور گفت باید با پشتیبانی صحبت کنید و تلفن رو قطع کرد!!!
و این یعنی حقوق مشتری

بورس بازی – بخش دوم

خیلی وقت بود که دوست داشتم بخش دوم رو بنویسم، ولی اصلا فرصتش نمی شد چون درگیر دانشگاه، محل کار و یه پروژه بودم و به همه اینها باید رفت و آمد تهران-کرج رو هم اضافه کرد که واقعا عذاب آوره!

تحلیل ها:

دو نوع تحلیل در بورس وجود داره، تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال. تحلیل بنیادی بر اساس منطق کار می کنه و تحلیل تکنیکال یه جورایی بر اساس آمار و ریاضیات.

در کل تحلیل هایی که بر اساس رابطه علت و معلول استوار هستند رو بنیادی می گند،مثلا با توجه به افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ها، پس باید سهام اونها افت داشته باشه و از این دست تحلیل ها. در صورتی که کسی اطلاعات کاملی از مدل اقتصادی و … و همینطور اطلاعات بروزی از اوضاع فعلی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته باشه می تونه خیلی خوب این نوع تحلیل رو انجام بده.

تحلیل تکنیکال بیشتر بر اساس ریاضیات، نمودارها و تجربیات قبلی بورسی ها هست، مثلا نوعی نمودار به اسم نمودار شمعی هست که مثل اینکه اختراع قدیمی یک ژاپنی هست برای اینکه بفهمه قیمت برج چطور میشه.

نمودار شمع - تحلیل تکنیکال

مثلا جایی که چکش وارونه تشکیل بشه انتظار تغییر جهت قیمت میره.

خوب مسلما هر دو نوع تحلیل خیلی کاملتر از این چیزی هست که من گفتم و من هم خیلی کمتر از چیزی که یک حرفه ای اقتصادی بلده، بلدم.

سایت های ارائه دهنده تحلیل و …

سایت های زیادی هستند که تحلیل ارائه می کنند و می گند فلان چیز رو بخرید و نخرید و ….
من این اشتباه رو انجام دادم و دو بار از تحلیل یکیشون استفاده کردم که هم تحلیل تکنیکال ارائه می کرد و هم تحلیل بنیادی برای سبد سهام. معمولا تحلیل ها و … این گروه از دوستان درست از آب در نمیاد، چون اگر مطمئن بود با اون میزانی که میگه سوددهی داره سبد سهام، مطمئن باشید فرش زیر پاش رو هم می فروخت و سهام می خرید و هیچ وقت هم به من و شما تحلیل ارائه نمی کرد. البته خوندن تحلیلشون خوبه و شاید آدم رو حرفه ای تر کنه.

نفتی ها:

در کل چیزی که من در بورس توجه من رو خیلی جلب کرد، سهام نفتی ها بود. نفت چیزیه که اقتصاد یک کشور روش بنا شده، پس می شه گفت یک سهام کم خطره چون حمایت دولت رو هم داره.به نظر من اگر یک سهام رو می خواهید برای بلند مدت نگه دارید حتما روی نفتی ها فکر کنید، چون بنیه خوبی دارند.

دیگر مطالب:

نزدیک ونک ، خیابانی که به سمت دانشکده مکانیک خواجه نصیر میره ( اسم خیابان رو بلد نیستم ) یک فروشگاه کتاب هست که فقط کتاب های اقتصادی و … می فروشه، من فرصت نشده برم، ولی حتما قبل از عید یک سری می زنم و ازش چندتا کتاب خود برای تحلیل های بورس می خرم.

فکر می کنم مطالب سایت تالار مجازی بورس ایران خیلی خوب و مفید باشه، هم مطالبش و هم سطل شن سایت که به شما ۱۰ میلیون تومان اعتبار مجازی میده و شما با توجه به خرید و فروش های اون روز شروع به بازی می کنید و در آخر می بینید که سود کردید یا نه!همینطور در مورد فلسفه بورس و … هم انیمشین های خیلی خوبی داره.

 

هیتلر ۲۰۱۴

من در آدم ها دو نوع تیپ شخصیتی متفاوت دیدم، یکسری انسان هایی که مثل کامپیوتر فکر می کنند و یکسری از کسایی که هنوز دارند ثابت می کنند که تا رسیدن کامپیوترها به انسان ها فاصله خیلی خیلی خیلی زیاده، شاید غیر ممکن.

دسته اول کسایی هستند که یکسری روتین رو خیلی خوب انجام می دهند، مثل کارمندی که صبح به صبح پشت صندوق بانک می شینه یا راننده تاکسی که هر روز صبح با ماشینش مسافرها رو جابجا می کنه، یا حتی برنامه نویسی که بدون هیچ نوآوری چیزی رو درست می کنه (این یکی مثل code generator عمل می کنه، بهش schema رو بده، واست model و … رو می سازه و اونهم به بهترین شکل ممکن)

adolf_hitler1

دسته دوم کسایی هستند که دوست دارند از خودشون خلاقیت نشون بدهند، دنبال ساختن آینده اند نه استفاده از اون، این آدم ها اگر بتونند در جایی خلاقیتشون رو نشون بدهند اینکارو می کنند و اگر هم نتونند خسته می شند و در نهایت دنبال یه استارت آپ می رند، حالا موفق و یا ناموفق! مهم اینکه ریسک می کنند و خیلی قابل پیش بینی نیستند.

به نظر می رسه مشاغل گروه اول همینطور در حال کم شدنه، مثلا قدیم تر ها همه چیز وابسته به کارگرها بود، ولی الان بیشتر صنایع تا جای ممکن از روبات ها استفاده می کنند ، چون روبات ها و کامپیوتر در انجام روتین ها از آدم ها فوق العاده بهترند.
حالا این دسته اگر نتونند خودشون رو به دسته دوم تبدیل کنند،کم کم باید منتظر دومین هیتلر زمان باشند که داره ظهور می کنه! هیتلر عصر نوین که رسالتش بازهم اصلاح نژادیه و حذف دسته اول وقتی چیزی بهتر کارشون رو بهتر انجام میده!

پ.ن:

فرض کنید راننده تاکسی وجود نداره، یکسری ربات هستند که اینکارو انجام می دهند، هیچ فروشنده ای وجود نداره ، هیچ رفتگری و …. به نظر می رسه این اتفاق داره میفته، یعنی فقط کسایی در دسته دوم می مونند که هنوز همون دسته نتونستند معادلش رو بسازند!

مسیر . . .

همیشه تلاش می کنیم که چیزی رو بدست بیاریم، یه شغل، یه نمره، پول و یا یه نفر. همیشه تلاش می کنیم که به اهدافمون برسیم، بعضی وقت ها تند حرکت می کنیم، بعضی وقت ها آروم ولی در نهایت چیزی که تا‌ آخر عمر باهامون می مونه، مسیری که طی کردیم واسه رسیدن.

own cloud – جایگزین امن google drive

اول یه پی نوشت:
متن اولیه که نوشتم خیلی طولانی بود، دیدم دلیلی وجود نداره اینهمه الکی باشه، مستقیم اصل قضیه رو نوشتم.

وقتی اطلاعات کاربر در SkyDrive و DropBox و Google Drive به هیچ وجه امن نیست و کاربر هم نیاز به یک سیستم cloud داره به نظرم بهترین راه حل self host کردن یک سیستم ابری مشابه هست.

چند هفته پیش یک روز از زمانم رو بصورت کامل برای تست کردن برنامه هایی که برای این کار نوشتند گذاشتم و چیزی که نظرم رو جذب کرد ownCloud بود.

با php نوشته شده، برای همین هاست کردنش خیلی سادست، برای sync کردن کلاینت ویندوز، لینوکس و مک داره و همینطور کلاینت Android

امکان رمزنگاری و … روی فایل هارو میده و یکسری application تحت وب آماده هم داره، مثلا Word آنلاین ، تقویم ، Contact ها و …

ownCloud

بصورت خلاصه یک Google Drive شخصی و البته طبیعی هست که به اون اندازه کار کردن باهاش راحت نباشه، ولی اگر شما هم برای حریم خصوصی خودتون احترام قائلید، احتمالا توجه شما رو هم جلب می کنه

 

پیاز داغ!

piad-daghتا حالا پیاز داغ درست کردید؟ من تا حالا این کارو نکردم. ولی خیلی وقت ها فرآیند تولیدش رو دیدم. شما هم حتما دیدید.
یک کار زمان بر و گریه آور برای تولید یک ذره پیاز داغ.

چند وقت پیش به توصیه یک پزشک کتاب آخرین سخنرانی رو خریدم. ( پیشنهاد من خوندن این کتاب قبل از کتاب سه شنبه ها با موری هست.)

در یکی از قسمت های کتاب رندی پاش می نویسه یک روز همسرم برای خرید میوه و سبزی من رو به سوپر مارکت فرستاد، برای صرفه جویی در وقت از کارت اعتباریم استفاده کردم ولی کار نکرد، برای دفعه دوم این کارو انجام دادم و دستگاه دو بار از حساب من وجه کسر کرد. من می تونستم ۱۵ دقیقه از زمانم رو برای پر کردن فرم و حذف خرید اشتباه از کارت اعتباریم صرف کنم، ولی دیدم ۱۵ دقیقه از زمان من ارزش بیشتری از چند دلار برام داره!

تا حالا فکر کردید که برای به دست آوردن یک سود کم بصورت مستقیم، ضرر غیر مستقیمی رو متحمل میشید؟ مثلا زمانی که هیچ لذتی ازش نمی برید، فقط برای اینکه هزینه کمتری رو صرف کنید. مثلا موقعی که با جدیت دارید برای چند هزار تومن با یک فروشنده چونه می زنید. دقیقا در همین زمان می تونید پول دربیارید، به دانش خودتون اضافه کنید و در حقیقت نوعی سرمایه گذاری داشته باشید یا کاری رو انجام بدید که واقعا ازش لذت می برید ( مثل در کنار خانواده یا دوستان بودن )

این قضیه مثل درست کردن پیاز داغ می مونه، شما می تونید یک ساعت از زمانتون رو برای درست کردن پیاز داغ صرف کنید، یا اون رو بخرید. در صورتی که با دقت حساب کنید میبینید که با خریدش در حقیقت شما سود کردید و البته فروشنده.

در زندگی ما ایرانی ها چندتا باگ فرهنگی و سنتی بزرگ وجود داره، مهم نیست یک خانواده ۲ نفر باشند یا ۲۰ نفر، مهم اینکه زمان مفید کاری یکنفر میشه درست کردن پیاز داغ برای بقیه.

دنیا داره به سمتی میره که هر چیزی تخصصی میشه، یک روزی میاد که درست کردن پیاز داغ میشه تخصص، لازم نیست همه اون کارو بلند باشند، همه می تونند اون رو تهیه کنند با هزینه ولی در نهایت با بهره وری اقتصادی بالاتر.

پس به نظرم بهتره چرخ رو دوباره اختراع نکنیم.

وقت شما محدود است، بنابرین آن را با زندگی کردن برای دیگران هدر ندهید. به دام تعصب نیفتید که نتیجه ی آن زندگی با افکار مردم است.نگذارید که همهمه ی عقاید دیگران، ندای درون شما را تحت الشعاع قرار دهد. ( استیو جابز )

بهتر ایمیل بفرستیم

برای من خیلی عذاب آوره وقتی که یک ساعت از زمانم رو برای نوشتن یک ایمیل اختصاص می دم، ولی طرف مقابل اصلا جواب نمی ده به ایمیلم. در تجربه ای که من داشتم افراد مهم معمولا به دلیل کم بودن فرصتشون جواب ایمیل رو ارسال می کنند، ولی با تاخیر نسبت به چیزی که انتظار داری و البته خیلی مختصر.

از نظر من کار درست اینکه جواب ایمیلی که مستقیم میاد رو داد، حتی کوتاه و در حد یک تشکر. البته در صورتی که ایمیل چرت و پرت نباشه، چون خود من ترم اول دانشگاه که بودم به بعضی از استادهای کامپیوتر دانشگاه های درست و حسابی دنیا ایمیل زدم ، ولی هیچ کدوم جواب ندادند، البته الان که نگاه می کنم می بینم چقدر چرت و پرت فرستادم و مسلما من هم بودم جواب چنین چرتی رو نمی دادم ( البته با توجه به موقعیت کاری و اجتماعی اون ها)

من معمولا نصفه شب ها ایمیل های مهمم رو می نوشتم و می فرستادم، نصفه شب علاوه بر اینکه زمان خیلی خوبی برای توسعه برنامه هست، زمان خیلی خوبی هم برای ارسال ایمیله، چون تمرکز آدم خیلی بیشتر از هر موقع دیگه ایه.
ولی یک اشکال اساسی وجود داشت، معمولا افراد قبل از ظهر ایمیل هاشون رو چک می کردند، یعنی با اختلاف حدود ۱۰-۱۲ ساعت از ایمیل من، برای افراد عادی خیلی مهم نیست، ولی افرادی که پر مشغله تر بودند ایمیل من می رفت اون آخر صف خوندن ایمیل.


Send Later

راه حلش این بود که Draft کنم و فردا صبح بفرستم که یا معمولا اون موقع من خوابم، یا سر کار ، شایدم دانشگاه و سر کلاس.

راه حلی که بهش رسیدم schedule کردن ارسال ایمیلم بود، الان ایمیل های مهمم رو شب ها می نویسم ولی schedule می کنم که صبح ها ساعت ۹ ارسال بشه.

شما هم می تونید با RightInbox اینکارو انجام بدید، البته نسخه رایگانش فقط ماهی ۱۰ تا ایمیل رو پشتیبانی می کنه که خوب باید با دقت مصرف کنیم:)

خداحافظی با Email Tracking

چند روز پیش گوگل اعلام کرد که تصاویر ایمیل هارو از این به بعد روی سرور خودش Cache می کنه، مثل اینکه قبل از بازشدن ایمیل تصاویر اون در خود گوگل Cache میشه و با این کار می خواد کم کم به این سمت بره که دیفالت تصاویر رو نشون بده و از شما نپرسه که تصاویر این ایمیل رو Load کنم یا نه!

به نظرم این کار خیلی خوبه و به کاربر خیلی کمک می کنه، هرچند کاسبی خیلی هارو به هم میریزه.تبلیغات ایمیلی بر پایه همین تصاویر ساخته شده اند، برای اینکه بفهمند چه کسایی ایمیل رو باز کردند و البته خیلی چیزهای دیگه که میشه فهمید ولی شاید من دوست نداشته باشم فرستنده ایمیل بدونه.

Email Tracking
email tracking

فرض کنید من یک تصویر ۱*۱ پیکسل در ایمیل می گذاشتم که اصلا به چشم نمی یاد، فرضا آدرس زیر می شد src تصویر

خوب موقع Load شدن تصویر یک request به این آدرس ارسال میشه که من می تونستم ip شما، سیستم عامل،مرورگر، ساعت باز کردن ایمیل و کلی اطلاعات دیگه در مورد شما رو ازش بدست بیارم، ولی الان دیگه این شما نیستید که request رو میفرستید، این خود گوگل است که به این آدرس request می فرسته. با این کار گوگل احتمالا کسب و کارهای مبتنی بر ایمیل تا حد زیادی ضرر کنند و اونقدر قابل اعتماد نباشند.جاهایی مثل MailChimp یا کسب و کارهای داخلی مبتنی بر ایمیل، مثل باایمیل ولی حداقل می تونه خیالمون راحت باشه که دیگه کسی نباید بدونه ما کجاییم، بدونه الان حدودا در کدوم محدوده هستیم.

راحت ترین راه برای این کار به جای نوشتن برنامه و … سایت readnotify.com هست که اونهم یک تصویر ۱*۱ پیکسل به ایمیل شما اضافه می کنه.