اندر فواید گرانی …

۱- گرانی باعث می شود که چربیهای اضافه ی بدن آب شود و سلامتی انسانها حفظ شود.

۲- گرانی باعث صرفه جویی در مصرف کالاها و جلوگیری از اسراف می گردد.

۳- گرانی باعث میشود کسانی که به خاطر فقر و نداری و سوء تغذیه دچار امراض گوناگون شده اند زودتر جان به جان آفرین تسلیم کنند و از رنج و عذاب خلاص یابند و در عوض اغنیا و گردن کلفتها قوی تر و فربه تر شوند و بر تعداد انسانهای قوی افزوده شده ودر عوض انسانهای ضعیف و به دردنخور از صفحه روزگار محو شوند.

۴- با گران شدن کالاها یخچالها و انبارهای خانگی خالی شود در نتیجه زباله کمتری تولید میگردد و از ازدیاد حشرات موذی و موشها جلوگیری می شود و بهداشت محیط حفظ می شود.

۵- گرانی باعث میشود که مردم کمتر سفر کنند و در نتیجه تصادفات و حادثه های جاده ای کمتر می شود و ترافیک نیز کمتر می گردد.

۶- با وجود گرانی جیبهای مردم زودتر خالی شده از گم شدن پول یا به سرقت رفتن آن نگرانی در آنها ایجاد نمی شود.

۷-گرانی باعث میشود که بفهمیم دنیا همیشه یکجور نمی ماند

۸- گرانی باعث می شود که مردم برای تامین معیشتشان بیشتر کار کنند و در نتیجه کار و فعالیت در جامعه گسترش می یابد . با وجود ارزانی کسی کار نمی کند که !

۹- گرانی باعث می شود که جوانان به کارها و رشته های بیخودی چون فلسفه و شعر و هنر و این حرفها روی نیاورند و به فکر یک کار درست وحسابی باشند . آخر چه دلیلی دارد آدم نان دانه ای هزار تومان بخورد و بعد در مورد تفاوت وجود در فلسفه هیدگر و ملا صدرا فکر کند.

۱۰- گرانی باعث میشود که طنز پردازان نق نقو هم به فکر کار دیگری بیافتند و اینقدر منفی بافی نکنند.

 

به نقل از کجراهه

ازدواج دو کالیگولا . . . ازدواج دو خون آشام

 

راست و دروغ قضیه با تابناک و روزگارنو

ولی چون خبرش باحال بود اینجا کپی می کنم.

 

یکی از عجیب ترین ازدواج های در طول سال های اخیر بزودی در سوئد صورت می گیرد.

روزگار نو (rouzegareno.ir)، به نقل از گلوبال پست نوشت، یک زن خون آشام که نامزدش را برای نوشیدن خونش کشت و یک مرد آدم خوار که همسر خود را کشت و گوشتش را خورد ، در یک بیمارستان روانی ، عاشق یکدیگر شده و می خواهند ازدواج کنند.

ایسکاین جانسن ۳۳ ساله و میشل گوستافسون ۲۳ ساله هم اکنون در مکانی با امنیت بالا به نام “کرسودن” نگهداری می شوند.

گوستافسون می گوید: من می خواهم، گلوی مردم را در مترو ببرم!

این خون آشام به دلیل ریختن خون یک مرد، در بیمارستان روانی به سر می برد. وی به نامزد سابق خود چاقو زد و سپس خون او را نوشید.

مرد خون آشام هم سر همسر خود را با اره بریده و سپس خورده است.

جانسون می گوید: من عاشق میشل هستم و تا به حال کسی را به مانند او ندیده ام. من می خواهم یک زندگی بدون جنایت داشته باشتم.

گوستافسون که شیطان پرست است، می گوید: ما می خواهیم با یکدیگر زندگی کنیم و سرگرمی های خود را دنبال کنیم.

ازدواج این دو تقریبا محال است. این دو قاتل با خودداری از رفتن به زندان، با اقامت در یک بیمارستان روانپزشکی موافقت کرده اند.

گفتنی ست، این دو محکوم به حبس ابد هستند.

 

به نقل از تابناک

چقدر وقت تلف می کنیم

امروز داشتم یه حساب سر انگشتی می کردم که هر روز چقدر از وقتمو تلف می کنم . . .

یه جورایی از خودم خجالت کشیدم.

چون حتی کارهای مفیدم رو هم توی زمان های تلف شده انجام می دم،مثلا درس خوندن رو موقعی که دارم فیلم می بینم ، یا کد زدن رو موقع چت کردن،که این یعنی آوردن راندمان کاری به زیر ۴۰ درصد و واقعا افتضاحه . . .

از صبح که پامیشم به هیچ عنوان برنامه مشخصی برای زندگی ندارم … حتی نمی دونم چه کارهایی می خوام انجام بدم

اون مدت اول ترم که سرم رو الکی شلوغ کرده بودم،خیلی خوب بود … اصلا حس یه آدم مفید بودن بهم دست داده بود … تقریبا وقت تلف شدم رو به صفر نزدیک کرده بودم و این یعنی فوق العاده خوب استفاده کردن از زمان واسه یکی مثل من.

ولی تلاش برای مفید بودن رو باید شروع کرد … همین الان هم دیر است …

 

ای کاش …

ای کاش …

 

 

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم                اشتباها انتظاری       داشتیم

شانس کوفتی پس چرا خوابیده است      دائما ما      بدبیاری  داشتیم

نا توانم از خرید       خانه ای                  کاش در یک تپه غاری داشتیم

کاش مهرم بر دل او می نشست           مهره ای از جنس ماری داشتیم

بنز آلمانی اگر موجود نیست                  کاش چیزی مثل گاری داشتیم

یا برای خودکشی هم کاشکی              شانس کاری انتحاری     داشتیم

یا برای ذره ای غافل شدن                    منقلی بعد خماری     داشتیم

آرزوها را کمی بهتر    کنم                     کاش ما هم اشتهاری داشتیم

کاش  با شیطان ویارانش شبی              همنشینی یا قراری  داشتیم

کاش ما هم در زرنگی ، اختلاس             قدرتی یا اقتداری      داشتیم

چونکه گند کارمان شد آشکار                 کاش ما پای فراری    داشتیم

یاکه جیبی پر زپول و اسکناس                بسته های صد دلاری داشتیم

کاشکی پول سفر تا انگلیس                  یا که ژاپن  یا قناری   داشتیم

درکلک بازی و جعل و ارتشا ء                 افتخاری یا بخاری     داشتیم

یا زبانی پر دروغ و چرب و نرم                  یا توان پاچه خواری   داشتیم

یا که چاخان گفتن بی حدو حصر             یا توان خر سواری     داشتیم

کاش غیر از خانم عقدیمان                   صیغه ای هم درکناری داشتیم

کاش ما هم در دل سرما و یخ               برج عاجی بس بهاری داشتیم

مثل سنگ پای قزوین پر ز رو                 نه غمی ما نه که عاری داشتیم

 

به نقل از کجراهه

به یاد دورانی که هنوز همه چیز ارزان بود

به یاد دورانی که هنوز همه چیز ارزان بود

 

 

روز برق و آب ارزان یاد باد                یاد باد آن روزگاران یاد باد

روز ارزان بودن بنزین و سوخت          پر نمودن باک پیکان یاد باد

روز راندن با پراید نقره ای                توی جاده  در خیابان یادباد

روز کمتر بودن  نرخ طلا                   هدیه دادن بهر یاران  یادباد

روز ارزان بودن ارز و دلار                 و خریدش سهل و آسان یادباد

روز باد کولر و سردی آن                 تکیه دادن شاد و خندان یادباد

روز گاز و شعله های آتشش           در خزان و در زمستان  یاد باد

گپ زدن با دلبران بی دغدغه          با مو بایلت فاش و پنهان یادباد

روز دانشگاه و جمع دلبران             گپ زدنها زیر   باران       یادباد

آن زمان که ذوق شاعر کوکبود        بود شعرش مست و جوشان یادباد

 

به نقل از کجراهه

hivemined راه افتاد

اول بگم سلام و کوتاه بگم که اصلا اینجا چیه.

راسش رو بخواین بعد از اینکه گودر رو بستن، یه سری دور هم جمع شدن که یه سایت بزنن مثل گودر به اسم hivemined.org

پروژه اولش خوب پیش می رفت ولی بعدش یهو … فاتحه مع الصلوات

بعدشم که من اون وسط مسطهای پروژشون بودن .ir اینو ثبت کردم.یه جوری اسمش به دلم می شینه

ولی نمی دونستم باهاش چی کار کنم که گفتم به جای اینکه توی پرشین بلاگ بنویسم، خودم اینجا بنویسم که صاحابش خودم باشم.

لاقل بتونم اون چیزی رو راه بندازم که خودم دوست دارم.

اینجا بیشتر دوست دارم از چیزهای جالب کامپیوتری بنویسم که معمولا کمتر به زبون فارسی واسشون چیزی هست.شایدم هست،ولی من تجربه خودم رو می نویسم.

اگه چیزی رو از جایی کپی کنم، سعی می کنم که لینکش رو بزارم تا حق امانت داری رو به جا آورده باشم.:دی