و جز تو، چه کس کوه را دریای آب کند؟

خدااااااااا

ای خالق من

ای نجوای شبهای تنهایی من

جز تو به چه کس پناه برم

چو کوه مشکلات سراسیمه بسویم روان است

و جز تو، چه کس کوه را دریای آب کند؟

که بی نیاز و ستوده ای

داشتم تو وسایلم می گشتم، یادم اومد یه زمانی شعر هم می گقتم ، اینو پیدا کردم!

خیلی از این شعرهامو پاره کردم و ریختم دور، اینو نمی دونم چرا نگه داشته بودم :-/

ولی بالاش زدم ۲۱/۷/۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۱۰

چقدر وقت تلف می کنیم

امروز داشتم یه حساب سر انگشتی می کردم که هر روز چقدر از وقتمو تلف می کنم . . .

یه جورایی از خودم خجالت کشیدم.

چون حتی کارهای مفیدم رو هم توی زمان های تلف شده انجام می دم،مثلا درس خوندن رو موقعی که دارم فیلم می بینم ، یا کد زدن رو موقع چت کردن،که این یعنی آوردن راندمان کاری به زیر ۴۰ درصد و واقعا افتضاحه . . .

از صبح که پامیشم به هیچ عنوان برنامه مشخصی برای زندگی ندارم … حتی نمی دونم چه کارهایی می خوام انجام بدم

اون مدت اول ترم که سرم رو الکی شلوغ کرده بودم،خیلی خوب بود … اصلا حس یه آدم مفید بودن بهم دست داده بود … تقریبا وقت تلف شدم رو به صفر نزدیک کرده بودم و این یعنی فوق العاده خوب استفاده کردن از زمان واسه یکی مثل من.

ولی تلاش برای مفید بودن رو باید شروع کرد … همین الان هم دیر است …